مدتی قبل به سیامک (رحمانی) پیشنهادی دادم برای کارشدن ایده‌ای و مطلبی در زندگی ایده‌آل، چون فکر می‌کردم آن ایده، مناسب لحن و فرم آن مجله است؛ این‌که بیاییم و از فیلم‌ها و پوشش کاراکترهایش به مُد و طراحی لباس برسیم که فورا گفت؛ فی‌المجلس بیا و برای ویژه‌نامه‌ی زمستانی‌مان همین‌کار را انجام بده. ازخدا خواسته پذیرفتم و رفتم سراغ نوشتن مطلبِ «چند پیشنهاد لباس زمستانی در فیلم‌هایی که دوست داریم». مطلب را نوشتم. همان‌طور که دوست داشتم. اما متاسفانه در ایده‌آل کار نشد. این‌طور که سیامک گفت به‌شان گیر داده بودند، او هم به من لطف داشت و مطلب را برای علی باذل، برای چاپ در مجله‌ی خوش بر و روی رویش فرستاد. مطلب عالی توی این مجله کار شده، بدون ذره‌ای دست‌بردن توی آن. نه به‌خاطر این‌که دست نبرده‌اند، چون درک کرده‌اند مطلب چه مخاطبی را نشانه گرفته و اصلا دست‌کاری لازم نداشته است. اگر تا الان این ماه‌نامه‌ی خوب و دوست‌داشتنی با سردبیری علی باذل و دبیری خسرو نقیبی را نگرفته و نخوانده‌اید، حتما دست کم یک‌بار تورق کنید این مجله‌ی خوش آب و رنگ را که واقعا بچه‌ها برایش زحمت می‌کشند و به نویسنده‌هایشان اطمینان کامل دارند. از بعداز جشنواره درگیر نوشتن چند مطلب برای ویژه‌نامه‌ی عیدشان هستم که قرار است با شماره‌ی اسفندماه یکی شود و حدود ۱۰ اسفند گویا بیاید روی کیوسک‌ها، البته در این‌مورد زیاد مطمئن نیستم، اما می‌توانم از همین الان اطمینان خاطر به‌تان بدهم که ویژه‌نامه‌ی پر و پیمانی خواهیم داشت. در این شماره تا جایی که می‌دانم، مطابق این‌جور ویژه‌نامه‌ها پرونده‌ها و گفت‌وگوهای مختلفی کار شده که یکی از آن‌ها پرداختن به ۱۰ فیلم منتخب دریافت جایزه‌ی اسکار است. نقدی برای “The Hurt Locker” که بسیار شخصی عذابِ الیم ترجمه‌اش کرده‌ام و توی همین مطلب هم توضیح داده‌ام مبسوط که چرا، نوشته‌ام. و مطلبی برای بازی مریل استریپ در جولی و جولیا که راجع به فیلم هم شده و خلاصه مطالب متنوع دیگری که حتما اگر ببینیدشان و بخوانید، لذت خواهید برد. گفتم این‌ها را بنویسم که هم بدانید چرا مدتی‌ست غایبم، هم این‌که شوق و ذوقم برای یافتن مکانی مناسب که سرانجام می‌شود توی آن مطلب‌های دل‌خواه و دل‌چسب نوشت را برای‌تان عریان کنم. و کار دیگری نیز داشتم این‌جا با شما؛ می‌خواهم طی ماموریتی ویژه، اختصاصی برای کافه‌ی سوت و کورم (و البته انتحاری، چون لای کارهای انجام نشده‌ام است) کارهایی انجام بدهم؛ خیال دارم این‌جا تاپ‌تن‌های موسیقی و سینمایی‌ام در ۲۰۰۹ را مشخص کنم و خیلی کوتاه برای هرکدامشان دلیلی ذکر کنم. خُب، این رویش به‌ام روحیه داده، چه کنم؟! فعلا در این پست، ۱۰ عنوان بهترین آهنگ‌های ۲۰۰۹ را داشته باشید تا پست‌های آینده. ضمن آن‌که هم‌چنان درگیر تماشای فیلم‌های سال گذشته‌ام که هنوز دی‌وی‌دی خوبی از آن‌ها نرسیده، پس این فهرست بماند برای انتهای ماموریتم. شما هم انتخاب‌های‌تان را حتما ذکر کنید، خوشحالم می‌کنید.

۱۰ آهنگ برترِ ۲۰۰۹ (بدون ترتیب):
Time Flies از آلبومِ The Incident
قطعه‌ی کم‌یابی از گروه پروگرسیو و بریتانیایی‌تبار Porcupine Tree که آلبوم‌شان به‌شدت شما را به‌یاد آلبوم Animals پینک فلوید می‌اندازد. یک اسپیسِ مدرن البته. ویلسن مثل همیشه شاهکاری خلق کرده.

Stuck in a Rut از آلبومِ Keep Calm and Carry On
این آهنگ از آلبوم جدید گروه استریوفِنیکس شما را به‌سادگی پرتاب می‌کند به تیتراژ انتهایی فیلم هیگس؛ تصادف/ Crash. خیلی‌ها آلبوم را اصلا قابلِ این حرف‌ها ندانسته‌اند.

Before Gas and TV از آلبومِ Get Lucky
این ترانه، صورتِ دیگری از مارک نافلر را برایتان به‌نمایش می‌گذارد؛ آهنگی که فقط شاید همین یک‌بار، توی این حال و هوا از استاد بشنوید.

United States of Eurasia از آلبوم The Resistance
قطعه‌ی نئوپروگرسیوی در تازه‌ترین آلبومِ میوز که وقتی به بخش اینسترومنتال آن با عنوانِ Collateral Damages می‌رسد (که براساس قطعه‌ای از شوپن ساخته و نواخته شده)، بند دل آدم یکهو پاره می‌شود. بعضی بخش‌های این آهنگ بعدها رسما ارزش کلاسیک‌شدن و ماندن دارد، شک نکنید.

My Body, a Funeral از آلبومِ For Lies I Sire
از این آلبوم تازه‌ی گروه My Dying Bride فقط اولین آهنگ آن یعنی همین قطعه‌ی گوتیک متالِ غمگنانه را دوست دارم. صدایِ Doom آرون استِینتروپ به‌کنار، کل قطعه اصلا بوی مرگ می‌دهد.

ادامه دارد… ۵ عنوان دیگر در پست بعدی :) )